اگر اغلب با کار زیاد یا مسئولیتهای بیشازحد احساس استرس و اضطراب دارید یا احساس میکنید میزان وظایف روزمرهتان از زمانی که در اختیار دارید بیشتر است، میتوان ادعا کرد با مشکل مدیریت زمان در زندگی روبهرو شدهاید.
مدیریت زمان یکی از حیاتیترین عناصر بهرهوری، تعادل بین کار و زندگی و در نهایت کسب موفقیت است؛ درواقع توانایی مدیریت زمان به فرد این امکان را میدهد که کارهای بیشتری را در مدتزمان کوتاهتری انجام داده، استرس خود را کاهش دهد و درنهایت موفقیتهای شغلی بیشتری را کسب کند. یکی از بهترین راهها برای بهبود مهارتهای مدیریت زمان و بهرهوری، استفاده از دانش و تجربهی دیگران است. در کتابهای مدیریت زمان راهنماهایی هستند که به خوانندگان کمک میکنند تا کارهایشان را سازماندهی کرده و از زمان بهطور موثرتری استفاده کنند.
اگر با مسئلهی مدیریت زمان دستوپنجه نرم میکنید یا کنجکاو هستید که چگونه افراد موفق کارهایشان را زمانبندی میکنند، لیست ۶ کتاب کاربردی برای مدیریت زمان را که در ادامهی این مطلب معرفی کردهایم، همان چیزی است که شما نیاز دارید. این آثار موضوعاتی مانند مدیریت زمان، تمرکز و کنار گذاشتن اهمالکاری را پوشش میدهند.
۱. قورباغه را قورت بره
کتاب « قورباغه را قورت بره» با عنوان انگلیسی «Eat That Frog» اثر برایان تریسی اولین بار سال ۲۰۰۱ منتشر شد تا به افراد و مدیران شرکتهای زیادی کمک کند عادات اهمالکاری را بهبود ببخشند. برایان تریسی ۳۰ سال درزمینهی اقتصاد، تاریخ، تجارت، فلسفه و روانشناسی تحقیق کرده، نوشته و صحبت کرده است. این اثر شگفتانگیز او تاکنون با فروش بیش از ۴۵۰ هزار نسخه بهعنوان یکی از پرفروشترین کتابهای بینالمللی شناخته میشود.
تریسی در اوایل کتاب « قورباغه را قورت بره» بیان میکند که این اثر در مورد چرایی به تعویق انداختن کار نیست، بلکه در مورد راههایی برای غلبه بر آن است. او پس از مطالعهی کار دیگران، ۲۱ روش عالی برای غلبه بر تعلل در کار و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را ارائه میدهد که این ۲۱ روش یا تکنیک را میتوان به هر ترتیب و در هر زمان بهکار برد.
قبل از اینکه تریسی به توضیح این ۲۱ روش بپردازد، مدتی را صرف صحبت در مورد عادات و رقابت وظایف میکند. او بیان میکند که ۳ ویژگی کلیدی موردنیاز برای کمک به شما در تکمیل کار عبارتاند از: تصمیمگیری، انضباط و عزم راسخ.
عنوان کتاب « قورباغه را قورت بره» و موضوع خوردن قورباغه در مقدمهی کتاب توضیح داده شده است؛ این عنوان بر اساس یک ضربالمثل از مارک تواین است که میگوید؛ «اگر اولین کاری که هرروز انجام میدهید این باشد که یک قورباغهی زنده را بخورید در بقیهی روز خیالتان راحت خواهد بود چون سختترین کار را اول از همه انجام دادهاید».
با توجه به اینکه قورباغه زنده استعارهای از بزرگترین و مهمترین وظیفهی روزانهی شماست که بهاحتمالزیاد انجام آن را به تعویق میاندازید، تریسی میگوید که همیشه آن کار را در اولویت قرار دهید زیرا بهاحتمالزیاد بیشترین تاثیر را بر زندگی و کار شما در حال حاضر یا آینده خواهد داشت. فرض تریسی این است که هرگز زمان کافی برای انجام هر کاری که باید انجام دهید وجود نخواهد داشت، بنابراین باید از انجام برخی کارها دست بردارید و زمان بیشتری را صرف کارهایی کنید که واقعا در زندگی شما تغییر ایجاد میکنند.
در قسمتی از کتاب « قورباغه را قورت بره» میخوانیم:
«یکی از موثرترین روشهای بالا بردن کارایی فردی استفاده از تکنیک تنبلی سازنده است. استفاده از این روش زندگی شما را دچار تحول میکند. این یک واقعیت است که هیچکس حتی شما هم نمیتوانید به همه کارهایی که باید انجام دهید برسید و آن را تمام کنید برای همین ضروری است که در انجام برخی از کارها تنبلی کنید! بهعبارتدیگر، باید قورباغههایی را که کوچکترند و یا کمتر زشت هستند نخورید و در عوض بزرگترین و زشتترین قورباغه را قورت بدهید.
۲. اصل موفقیت ۲۰/۸۰
کتاب «اصل موفقیت ۸۰/۲۰» با عنوان انگلیسی «The ۸۰/۲۰ Principle» اثر ریچارد کچ اولین بار سال ۱۹۹۷ منتشر شد. بیشتر ما افرادی را دیدهایم که به نظر میرسد در تمام طول روز مشغول هستند، اما درواقع کار مفید بسیار کمی انجام دادهاند. این موضوع همیشه به این دلیل است که آنها مشغول کارهایی هستند که ارزش پایینی دارند درحالیکه یکی دو فعالیتی که میتواند تفاوت واقعی برای شرکت و حرفهی آنها ایجاد کند را به تعویق میاندازند.
حال شما وقتی صبح وارد دفتر میشوید، اولین کاری که انجام میدهید چیست؟ اکثر مردم نوشیدنی کافئیندار موردعلاقهشان را میخورند، ایمیلشان را چک کرده و وظایف خود را برای کل روز اولویتبندی میکنند. اما باید از چه تکنیکهایی برای شناسایی کارهایی که ابتدا باید انجام شود میتوان استفاده کرد؟
همهی ما آرزو میکنیم در طول روز زمان بیشتری برای انجام کارهایی که میخواهیم انجام دهیم داشته باشیم. یکی از تکینکهای رایج «اصل پارتو» نامیده میشود که بهعنوان قانون ۸۰/۲۰ نیز شناخته میشود. اصل پارتو توسط اقتصاددان ایتالیایی ویلفردو پارتو در سال ۱۸۹۶ ایجاد شد. پارتو مشاهده کرد که ۸۰ درصد زمین در ایتالیا تنها در اختیار ۲۰ درصد از جمعیت است و همچنین شاهد این اتفاق در مورد گیاهان باغش بود که ۲۰٪ از محصولاتش ۸۰٪ میوه داشتند.
این اصل که درواقع بیان میکند در بسیاری از شرایط، ۲۰ درصد از علل منجر به ۸۰ درصد از نتایج میشود، به شما کمک میکند تا کارهایی که بیشترین تاثیر را دارند تعیین و اولویتبندی کنید و بهرهوری خود را در طول روز افزایش دهید. تصور کنید ۱۰ مورد در لیست کارهای خود دارید، طبق قانون ۸۰/۲۰ دو مورد از این موارد ۸۰ درصد از ارزش کل نتایج را تشکیل میدهند.
۳. هفتهی کاری چهارساعته
کتاب «هفته کاری چهارساعته» با عنوان انگلیسی «The 4-Hour Workweek» اثر یکی از برترین کارآفرینان آمریکایی تیموتی فریس است که اولین بار سال ۲۰۰۷ منتشر شد. فریس یک سرمایهگذار موفق و مشاور استارت آپهای فناوری است که با کتابهایش درزمینهی رشد فردی و موفقیت، به شهرت جهانی رسیده است. او در ایجاد شرکتهایی مانند اوبر، فیسبوک و علیبابا نقش داشته است و همچنین خالق یک مجموعه پادکست بسیار معروف است.
آیا اصول و فنون کتاب «هفته کاری چهارساعته» واقعا میتواند در دوران رکود اقتصادی یا افسردگی هم جوابگو باشد؟ بله، قطعا. این اثر طرحی گامبهگام برای رهایی از قید یک شغل شرکتی، ایجاد کسبوکاری برای تامین هزینههای زندگی رویاهاییتان و زندگی مانند یک میلیونر است.
۴. چکلیست
ما در دنیایی با پیچیدگی زیاد و فزاینده زندگی میکنیم، جایی که حتی بهترین متخصصان برای تسلط بر وظایفی که با آن روبرو هستند، مبارزه میکنند. آموزش طولانیتر، فنآوریهای پیشرفتهتر به نظر نمیرسد از اشتباههای فاحش جلوگیری کند. اما جراح و نویسندهی تحسینشده، آتول گوانده راهحلی را در سادهترین و راحتترین تکنیکها پیدا کرده و آن را کتاب «چکلیست» با عنوان انگلیسی «The Checklist Manifesto» منتشر کرده است.
چکلیستهای نیروی هوایی به خلبانان این امکان را میدهد که با هواپیماهایی با پیچیدگی حیرتانگیز پرواز کنند و اکنون چکلیستهای نوآورانهای در بیمارستانهای سراسر جهان به کار گرفته میشوند و به پزشکان و پرستاران کمک میکنند. گوانده توضیح میدهد که چگونه چکلیستها واقعا برای ایجاد بهبودهای چشمگیر و فوری کار میکنند.
این اثر شامل ۹ فصل است که عبارتاند از:
فصل یک: مشکل پیچیدگی شدید
فصل دو: چکلیست
فصل سه: پایان استاد بنا
فصل چهار: ایده
فصل پنج: اولین امتحان
فصل شش: کارخانه چکلیست
فصل هفت: آزمایش
فصل هشت: قهرمان عصر چکلیستها
فصل نه: نجات
یکی از دشوارترین موانعی که هنگام تنظیم چکلیستها باید بر آن غلبه کرد این واقعیت است که هیچکس نمیخواهد از آنها استفاده کند. چکلیستها مستلزم نگاه کردن به چیزهای کوچکی هستند که ممکن است برخی آنها را پیشپاافتاده بدانند، اما برای برخی از مشاغل، ممکن است به قیمت جان یک نفر تمام شود. توصیههای عملی زیادی در کتاب «چکلیست» نخواهید یافت. درواقع این اثر در مورد نحوهی طراحی یا استفاده از چکلیستها نیست، آنچه خواهید یافت نمونههای بیشماری در دنیای واقعی از اهمیت چکلیستها برای کسبوکار و جامعه است.
۵. قدرت عادت
کتاب «قدرت عادت؛ چرایی کارهایی که انجام میدهیم، در زندگی و کسبوکار» با عنوان انگلیسی «The Power of Habit» اثر خبرنگار برندهی جایزهی نیویورکتایمز، چارلز داهیگ است که اولین بار سال ۲۰۱۲ منتشر شد. دانشمندان میگویند: «عادتها به این دلیل پدیدار میشوند که مغز دائما به دنبال راههایی برای صرفهجویی در تلاش است». مغز اگر به حال خود رها شود، سعی میکند تقریبا هر روتینی را به عادت تبدیل کند. از نظر بیولوژیکی، ما عادتهایی را برای صرفهجویی در انرژی ایجاد میکنیم، بنابراین هر کاری که بهطور منظم انجام دهیم به یک عادت تبدیل میشود.
داهیگ کتاب «قدرت عادت» را با داستان لیزا آلن شروع میکند. لیزا دختری بود که خیلی زود شروع به مصرف مشروبات الکلی و سیگار کشیدن کرد و شدیدا گرفتار بدهی بود. پس از چهار ماه آشفتگی عاطفی، لیزا آلن راهی اهرام جیزه شد. او در طول سفر، تصمیم گرفت عادت سیگار کشیدن را تغییر دهد و همین تغییر عادتش، مسیر زندگیاش را عوض کرد.
قانون طلایی تغییر عادت این است که شما نمیتوانید یک عادت بد را از بین ببرید، فقط میتوانید آن را تغییر دهید. در طول مطالعهی کتاب «قدرت عادت» یاد میگیریم که چرا برخی افراد و شرکتها سالها برای تغییر تلاش کرده، درحالیکه برخی دیگر یک شبه این کار را میکنند. ما از آزمایشگاههایی بازدید میکنیم که در آن عصبشناسان چگونگی کارکرد عادتها و مکان دقیق آنها در مغز ما را بررسی میکنند.
کتاب «قدرت عادت» دارای سه فصل است؛ نویسنده در فصل اول، با مطالعات موردی متعدد و چشمگیر توضیح میدهد که چگونه عادتها در افراد عمل میکنند و چگونه میتوانیم عادتهای جدید ایجاد کنیم و رفتارهای نامطلوب را تغییر دهیم.
او در بخش دوم کتاب «قدرت عادت»، عادات سازمانهای موفق را تشریح میکند. اگر اهل تجارت هستید، این بخش برای شما بسیار سرگرمکننده خواهد بود. او در بخش سوم کتاب، در مورد اینکه چگونه عادتها میتوانند کل جوامع و فرهنگها را تغییر دهند صحبت میکند و بحث میکند که آیا درصورتیکه همهی ما توسط عادتهای خودکاری که هرروز انجام میدهیم کنترل شویم، اصلا ارادهی آزاد وجود دارد یا خیر.